تبلیغات
دولت مهر - میر حسین کیست؟

میر حسین کیست؟

جمعه 15 خرداد 1388 11:55 ق.ظنویسنده : فرزند آذربایجان

 

الف . میرحسین و امام:

1. در دوره اول نخست وزیری میر حسین ظاهرا بحثی در مورد استفاده از برخی اشخاص(بهزاد نبوی، مسیح فرهنگ و ...) در کابینه بین نخست وزیر و رییس جمهور پیش می آید. جهت حل اختلاف به حضرت امام رجوع می شود و حضرت امام دستور تشکیل شورای حل اختلاف را می دهند سپس شورا رأی به حقانیت رییس جمهور می دهد که این امر با مخالفت و اعتراض نخست وزیر مواجه می گردد وی برای تحمیل نظر خود مجددا به حضرت امام مراجعه می نماید که حضرت امام بر نظر شورا اصرار می ورزند که نهایتا این امر به قهر سه روزه میر حسین منجر می گردد و ایشان سه روز در منزل یکی از دوستان سابق خود(آلاد پوش) بدون اطلاع سایرین سکنی می گزیند. شرح این واقعه به این صورت بوده که روز اول حاج احمد آقا با دفتر حزب تماس گرفته و می فرمایند امام میرحسین را به حضور خوانده اند سپس اعضای حزب تلاش به رساندن خبر به میر حسین می نمایند. در روز دوم مجددا حاج احمد آقا تماس گرفته و می فرمایند که امام از عدم مراجعه میرحسین به شدت ناراحتند و تأکید به مراجعه میرحسین می نمایند که باز هم میرحسین از حضور در محضر امام امتناع می ورزد. روز سوم حاج احمد طی تماسی با حزب اعلام می کنند که امام نامه ای به من داده اند و فرموده اند که اگر میرحسین تا ظهر مراجعه نکند با انتشار نامه به صورت علنی، خیر دنیا و آخرت از ایشان بر داشته خواهد شد. که همان روز ساعت 11 میرحسین در بیت امام حاضر می شود.

2. حضرت امام در چند سخنرانی مختلف در دیدار با هیأت دولت گفتند که من همیشه می گویم مشارکت مردم در اداره امور، اما نمیدانم چرا چیزی نمی بینم.

3. امام برای پذیرش قطعنامه از رضایی در مورد جنگ پرسیدند و رضایی شرایط را بد توصیف کرد و میرحسین هم در آن زمان اقتصاد کشور را زیر صفر بیان می کند که این منجر به نوشیدن جام زهر توسط حضرت امام می شود.

 

ب . میرحسین و آقا:

1. میرحسین در حزب شیوه ای را شروع کرد که حضرت آقا آن را روش قبیله ای نام بردند. آنها شامل افرادی مانند: میرحسین موسوی، مسیح مهاجری، واعظ مهدوی و ...که به آنها خط سه نیز اطلاق می گردید.

2. در آخرین کنگره حزب جمهوری اسلامی در مدرسه عالی شهید مطهری در سال 63 که موضع گیری های اصطکاکی داخل حزب نمایان گردید حضرت آقا از عده ای با تعبیر قبیله هایی که حزب را به هم می ریزند یاد کردند. موضوع اصلی مورد بحث در این کنگره مدل اداره حزب و عضویت در شورای مرکزی بود.

3. در معرفی نخست وزیر در سال 64 حضرت آقا گفتند که من به مصلحت نمی بینم و حجت شرعی ندارم که موسوی را معرفی کنم اما اگر ولی فقیه به من حکم کند این کار را انجام می دهم و آن دنیا پاسخ خواهم داشت و اگر امام حکم دادند در تأیید وزرا هم دخالتی نخواهم کرد.

قبل از معرفی نخست وزیر به مجلس در دیدار فرمانده وقت سپاه (رضایی) با حضرت امام و گزارش وی مبنی بر اینکه اگر موسوی نخست وزیر نشود وضع روحی جبهه ها لطمه میخورد، جنگ روانی یک ماهه ای برای تحمیل میرحسین به حضرت آقا شروع می گردد. بعد از این دیدار طبق خاطرات ناطق نوری لحن حضرت امام در مورد ابقای میرحسین عوض عوض می شود و امام می فرمایند که من به عنوان یک شهروند نخست وزیر نشدن میرحسین را به مصلحت نمی دانم.

4. رهبر معظم انقلاب سال گذشته(1387) در جمع دانشجویان شیراز فرمودند  :

"..در دهه‏ى اول، پیشرفت را بسیارى از انقلابیون در الگوى چپ؛ چپ دهه‏ى شصت، یعنى الگوى گرایشمند به سوسیالیسم می دیدند. هر كس هم مخالفت می كرد، یك تهمتى، لكه‏اى، چیزى متوجهش می كردند. یك عده‏اى از مسئولین، دست‏اندركاران، فعالین عرصه‏ى كار در جمهورى اسلامى، نگاهشان نگاه حاكمیت دولت و مالكیت دولت بود؛ خوب، این نگاه، نگاه غلطى بود. نگاه به پیشرفت كشور از زاویه‏ى دید تفكر شرقىِ سوسیالیستىِ چپ محسوب میشد؛ این غلط بود. البته غلط بودن این خیلى زود فهمیده شد، حتّى آن كسانى كه آن روز مروج همین دیدگاه بودند، ناگهان صد و هشتاد درجه برگشتند! آن افراط به یك تفریط حالا تبدیل شد. "

 

پ . استعفاهای میرحسین:

1. در دوره اول نخست وزیری میر حسین ظاهرا بحثی در مورد استفاده از برخی اشخاص(بهزاد نبوی، مسیح فرهنگ و ...) در کابینه بین نخست وزیر و رییس جمهور پیش می آید. جهت حل اختلاف به حضرت امام رجوع می شود و حضرت امام دستور تشکیل شورای حل اختلاف را می دهند سپس شورا رأی به حقانیت رییس جمهور می دهد که این امر با مخالفت و اعتراض نخست وزیر مواجه می گردد وی برای تحمیل نظر خود مجددا به حضرت امام مراجعه می نماید که حضرت امام بر نظر شورا اصرار می ورزند که نهایتا این امر به قهر سه روزه میر حسین منجر می گردد و ایشان سه روز در منزل یکی از دوستان سابق خود(آلاد پوش) بدون اطلاع سایرین سکنی می گزیند. شرح این واقعه به این صورت بوده که روز اول حاج احمد آقا با دفتر حزب تماس گرفته و می فرمایند امام میرحسین را به حضور خوانده اند سپس اعضای حزب تلاش به رساندن خبر به میر حسین می نمایند. در روز دوم مجددا حاج احمد آقا تماس گرفته و می فرمایند که امام از عدم مراجعه میرحسین به شدت ناراحتند و تأکید به مراجعه میرحسین می نمایند که باز هم میرحسین از حضور در محضر امام امتناع می ورزد. روز سوم حاج احمد طی تماسی با حزب اعلام می کنند که امام نامه ای به من داده اند و فرموده اند که اگر میرحسین تا ظهر مراجعه نکند با انتشار نامه به صورت علنی، خیر دنیا و آخرت از ایشان بر داشته خواهد شد. که همان روز ساعت 11 میرحسین در بیت امام حاضر می شود.

2. استعفای بعدی میرحسین به دلیل اختلافات او با اعضای دولت و مجلس سوم که به تازگی از میان همفکرانش شکل گرفته بود صورت گرفت که اینک به وزرای پیشنهادی او رأی نمی داد، وی در 15 شهریور 1367 استعفا کرد. این استعفا درست در روزهای پس از پذیرش قطعنامه و جو ملتهب پس از آتش‌بس به عرصه مطبوعات کشیده شده بود، بی آنکه درباره آن با امام امت مشورتی صورت پذیرد. این بی‌دقتی و خالی نمودن عرصه و پدید آوردن بحران در سال پایانی دولت ششم در شرایطی که انسجام اجتماعی کشور در تهدید بود، سبب رنجش امام و عتاب سخت ایشان گردید، آنچنان که در نامه‌ای خطاب به میرحسین موسوی فرمودند: «حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می‌گذاشتید. در زمانی که مردم حزب‌الله برای یاری اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه می‌برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست‌وزیری در چارچوب اسلام و قانون اساسی به خدمت خود ادامه دهید، در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی‌رسید چون گذشته عمل شود. این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود، رأی دهد..." امام در ادامه تصمیم درباره بحث تعزیرات و میزان دخالت دولت در آن را که از دیگر موارد مورد مطالبه موسوی بود، به مجمع تشخیص مصلحت نظام محول فرموده و تصریح کردند: «همه باید به خدا پناه ببریم و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند. مردم ما از این گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده‌اند. این حرکات هیچ تأثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت.» نکته سوال برانگیز در مورد این استعفانامه آن است که با عبارت "ملت قهرمان ایران..." شروع می شود در حالی که طبق سلسله مراتب اداری می بایستی ایشان نامه استعفای خود را به مقام مافوق یعنی رییس جمهور وقت تقدیم می کردند. سوال بسیار مهمتر و اساسی تر  اینکه چرا " نخست وزیر  امام خمینی" و " نخست وزیر دوران جنگ " وقتی نامه اش از اخبار سراسری رادیو پخش شد ، رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی ، تازه از استعفای ایشان با خبر گردید ؟! و موجب شد تا امام آن نامه تند را خطاب به ایشان بنویسد ؟ نکته جالب دیگر این بود که زمان این استعفا دقیقا مصادف بود با اولین روز مذاکرات آتش بس بین ایران و عراق، دکتر ولایتی وزیر خارجه وقت این استعفا را در آن زمان بسیار ناراحت کننده و خرد کننده بیان می کند.

3. اوایل کار مجلس ششم، طرحی مبنی بر تعویق انتخابات میان دوره ای آن زمان تصویب شد و قرار شد که انتخابات در آن زمان برگزار نشود با رد این طرح در شورای نگهبان و اصرار دوباره مجلس بر آن، طرح به مجمع تشخیص مصلحت فرستاده شد که در آنجا تنها خاتمی، کروبی، موسوی لاری و میرحسین موسوی به طرح مجلس رأی دادند ولی این طرح تصویب نشد. بعد از آن جلسه آقای موسوی در جلسات مجمع شرکت نکرد. در دوره 5 ساله بعدی هم با وجود اینکه نام ایشان از طرف دفتر مقام معظم رهبری معرفی شده بود در آن دوره هم شرکت نکرد در دوره بعد از دفتر رهبری با ایشان تماس گرفته شد که اگر شرکت نمی کنید اسم شما معرفی نشود که ایشان گفتند از این به بعد شرکت خواهم کرد که سرانجام در دوره اخیر مجمع در بعضی جلسات شرکت می کنند.

4. در سالهای اخیر هم زمانی که بحث بانکهای غیر دولتی در مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شد و باز هم نظر آقای میرحسین تصویب نشد ایشان قهر می کنند و در چند جلسه آینده مجمع شرکت نمی کنند.

5. در سخنرانی های انتخاباتی اخیر آقای موسوی در دانشگاه ایلام هنگامی که یکی از دانشجویان مطالبات خود را مطرح می کرد باز هم آقای موسوی با حالت قهر از جلسه خارج می شود.

6. میرحسین موسوی یکبار در زمان جنگ به امام راحل نامه ای نوشت و در آن با ذکر شرایط مختلف بیان کرده بود که "خسته شده ام" ،امام (ره ) نیز در جواب ایشان فرمودند: اگر بنا به خستگی باشد پدر پیرتان از شما خسته تر است.

ت . تفکرات میرحسین:

1. در حالی که نظر حضرت امام این بود که بار اقتصادی اگر به دوش دولت بیفتد دولت نمی کشد و باید از تجربه ای که اقتصاددانان در کشور داشتند استفاده می شد اما رأس دولت وقت اصرار بر انحصار در اقتصاد داشتند. یکی از اصلی ترین اختلافات میان وزیر بازرگانی(آقای عسکر اولادی) و نخست وزیر انحصار تجارت خارجی در دست دولت بود. این در حالی بودکه بخش خصوصی آمادگی خود را در ورود به عرصه اقتصاد، در خرید اسلحه در زمان جنگ نشان داده بود.

2. نکته جالب اینکه میرحسین موسوی تا قبل از انقلاب عضو جنبش سوسیالیست خداپرست(با عضویت  حبیب الله پیمان، زهرا رهنورد، سامی و ...) بوده است که این جمع در آن موقع هفته نامه پیمان را منتشر می نموده و آقای موسوی با نام مستعار حسین رهجو و همسر ایشان خانم رهنورد با نام مستعار زهره در آن هفته نامه مطلب می نوشتند. وی دو کتاب "واژگان سیاسی" و "تفسیری بر دو آیه قرآنی" را نوشته است که افکار التقاطی در آن موج می زند. تأیید ضمنی این را نیز می توان در صحبتهای آقای کروبی مبنی بر زیر سوال بردن سابقه مبارزاتی میرحسین پیدا کرد.

3. میر حسین موسوی بسیار از عملکرد مصدق تصدیق می کرد به طوریکه شهید آیت به یکی از همکاران خود از این تفکرات میرحسین گلایه کرده بود.

4. حضرت امام در چند سخنرانی مختلف در دیدار با هیأت دولت گفتند که من همیشه می گویم مشارکت مردم در اداره امور، اما نمیدانم چرا چیزی نمی بینم.

5. زهرا رهنورد همسر میرحسین که مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را از دانشگاه آزاد گرفته و از سال 76 تا 85 رییس دانشگاه الزهرا بوده و در دوره مسوولیت خود بعد دریافت جایزه نوبل شیرین عبادی از وی برای تجلیل در دانشگاه دعوت به عمل آورده بود در مصاحبه ای بیان کرده بود که  در قرآن داریم حجاب تقوا بهتر است و من کتابی در این زمینه نوشته ام ولی الآن آن را چاپ نمی کنم چون در جامعه تشنج ایجاد می کند.

ث . میرحسین و قانون گریزی:

1. یکی از مواردی که در سال 65 اتفاق افتاد این بودکه در تعطیلات تابستانه مجلس دولت موسوی 95 میلیارد تومان بدون تصویب مجلس از صندوق بانک مرکزی برداشت کرد در حالی که این نیاز به رأی دو سوم نمایندگان مجلس داشت. پس از بازگشایی مجلس در اوایل شهریور این مسأله با عکس العمل شدید مجلس روبرو شد به طوری که کار داشت به استیضاح چند تن از وزرا کشیده می شد که باز هم این امر با وساطت حضرت امام و با تذکر امام به دولت جهت عمل به وظیفه قانونی خاتمه پیدا کرد.

2. در دهه 60 پایه و بنیان برخی از شرکت ها توسط اطرافیان میرحسین به خصوص بهزاد نبوی گذاشته شد که در دوره هاشمی با تزریق مالی این شرکتها تقویت شدند از جمله می توان به شرکت صدرا در جنوب(یکی از بزرگترین شرکتهای صنعتی نفتی که اکثر پروژه های درآمد زای عسلویه و پتروشیمی را اجرا می نماید)، شرکت شستا زیر نظر سازمان تأمین اجتماعی، شرکتهای اقتصادی کوثر زیر نظر بنیاد شهید و ... اشاره نمود. نکته جالب اینکه در لیست توسعه صادرات ایران 160 نفر از اعضای هیأت موسس این شرکتهای بزرگ و اقتصادی کسانی جز افراد منتسب به جریان اصلاح طلبی نبودند!

قابل ذکر است که برخی حامیان این فعالیتهای اقتصادی در دستگاه های قضایی کشور فارغ التحصیلان دانشگاه مفید(به ریاست آیت ا... موسوی اردبیلی و حضور موسوی در هیأت امنا) می باشند.

3. پس از ارتحال حضرت امام ابتدا میرحسین از واگذاری بنیاد مستضعفان که قانونا زیر نظر نخست وزیری بودامتناع می ورزد و دلیل آن را هم واگذاری این مسولیت از طرف امام به شخص خود ذکر می کند.

4. در دور اول نخست وزیری میرحسین اختلاف شدیدی بین موسوی و غرضی وزیر نفت دولت پیش آمد مبنی بر اینکه غرضی اصرار داشت تا سهمیه اوپک در تولید نفت رعایت شود و استدلالش هم این بود که اگر ما سهمیه را رعایت نکینم و این باب شود قیمت نفت پایین خواهد آمد و درآمد کشور کاسته خواهد شد اما موسوی اعتقاد داشت که الآن در شرایط جنگ هستیم و رعایت این تعهدات الزام آور نیست. این اختلاف در دور دوم به این منجر شد که بعد از تصفیه کابینه از تفکرات مخالف به دلیل نظر امام روی آقای غرضی، موسوی وی را به یک وزارتخانه کم اهمیت تر (پست و تلگراف) فرستاد.

5. بعد از انتخاب حضرت آقا به ریاست جمهوری در سال 64، ایشان 600 مورد از تخلفات نسبت به قانون اساسی میرحسین در دوره قبل را به شورای نگهبان دادند.

6. پروفسور فرامرز رفیع پور، استاد جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی در کتاب "توسعه و تضاد " به انتقاد از عملکرد مهندس موسوی در دوران نخست وزیری پرداخته و به هم ریخته بودن سلسله مراتب در دوران دولت مهندس موسوی را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مشکلات آن دوره دانسته و معتقد است :" در رده های مختلف عموماً یک مسئول حرف و دستور مافوق خود را قبول نداشت و به آن عمل نمی کرد و بدین منظور کوشش داشت تا رییس مستقیم خود را دور بزند. مثلاً رییس فلان دانشگاه به حرف وزیر علوم توجه نمی کرد و کوشش برآن داشت تا از طریق تماس با نخست وزیر و پیوند با وی به اهدافش برسد. نخست وزیر نیز گاه به نظرات رییس جمهور توجه کافی مبذول نمی داشت و از این طریق ظاهراً موجبات دلگیری وی را فراهم می کرد و در چنین مواقعی به امام متوسل می شد. در بقیه شئون ادارات نیز کم و بیش چنین شرایطی وجود داشت . "


برچسب ها: میر حسین کیست؟ ،
آخرین ویرایش: - -

 
شنبه 16 خرداد 1388 01:49 ق.ظ
میرحسین تنها کسی است که به یک زورگوی دروغگو گفت: ساکت
فرزند آذربایجان
بله درسته این همون کسی بود که صداش در مقابل هم ردیف خودش می لرزید
بله این همون کسی بود که توی کاغذاش جواب پیدا نکرد و روز بعد براش نوشتن و از روی کاغذ همشونو خوند (البته بدون اشتباه در خواندن چون قبلا چند بار خونده بود تا اشتباه نکنه)
.
..
...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.